ترجمه "hacker" به فارسی

هکر, رخنهگر, (بازی گلف و تنیس و غیره) ناشی بهترین ترجمه های "hacker" به فارسی هستند.

hacker noun دستور زبان

Something which hacks, a tool or device for hacking. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هکر

    noun

    one who uses a computer to gain unauthorized access to data [..]

    There's no better time to be a hacker, really.

    وجود ندارد بهتر زمان به یک هکر ، واقعا.

  • رخنهگر

    computing term with a variety of meanings

  • (بازی گلف و تنیس و غیره) ناشی

  • ترجمه های کمتر

    • (کامپیوتر) شخصی که به طور غیر قانونی در برنامه ها و شبکه های کامپیوتری نفوذ می کند.
    • قطع کننده (رجوع شود به hack)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hacker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hacker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه