ترجمه "hackle" به فارسی

فلخمه, شانه, فرخمشگر بهترین ترجمه های "hackle" به فارسی هستند.

hackle verb noun دستور زبان

An instrument with steel pins used to comb out flax or hemp. [from 15th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلخمه

    an instrument with pins

  • شانه

    noun
  • فرخمشگر

  • ترجمه های کمتر

    • فرخمیدن
    • (ماهیگیری با قلاب) یک دسته یال پر (یا پر گردن پرنده) که به قلاب متصل می کنند
    • (موهای زبر گردن و پشت سگ که هنگام خطر یا دعوا سیخ می شوند)سیخموی
    • (نادر) یال پر چسباندن به قلاب
    • (پرهای دراز گردن خروس و طاووس و غیره) پرگردن
    • (کنف و غیره) حلاجی کردن
    • ابزار شانه مانندی برای حلاجی کنف و کتان و غیره) شانه ی پولادی
    • رجوع شود به hack
    • شق موی
    • لت و پار کردن
    • متلاشی کردن
    • پاره پوره کردن
    • گازگاز کردن
    • گرم پر
    • یال پر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hackle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "hackle"

عباراتی شبیه به "hackle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hackle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه