ترجمه "hai" به فارسی
آری, (ژاپنی) بلی بهترین ترجمه های "hai" به فارسی هستند.
hai
interjection
(Internet slang) hi (a purposeful misspelling) [..]
-
آری
adverb -
(ژاپنی) بلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hai " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hai
Hai (keelboat)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hai" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hai در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hai" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به Bo Hai
-
(پزشکی) تب یونجه · تب یونجه
-
(امریکا- خودمانی) مقدار کم (به ویژه پول) چندرغاز · (خودمانی) بستر (به ویژه برای جماع) · (نادر) علف خشک دادن به · بریدن و در آفتاب پهن کردن · تختخواب · خشک چرامین · رقص روستایی کهن · علف (یا شبدر و یونجه و غیره) بریدن و خشکاندن · علف خشک · علوفه (یونجه یا شبدر و غیره) کشت کردن · علوفه ی خشک (برای خوراک حیوانات) · پشیز · کاه · کاه دادن به · یونجه خشک · یونجه ی خشک
-
دریای بوهای (شاخه ای از دریای زرد و در شمال شرقی کشور چین)
-
(امریکا- خودمانی) مقدار کم (به ویژه پول) چندرغاز · (خودمانی) بستر (به ویژه برای جماع) · (نادر) علف خشک دادن به · بریدن و در آفتاب پهن کردن · تختخواب · خشک چرامین · رقص روستایی کهن · علف (یا شبدر و یونجه و غیره) بریدن و خشکاندن · علف خشک · علوفه (یونجه یا شبدر و غیره) کشت کردن · علوفه ی خشک (برای خوراک حیوانات) · پشیز · کاه · کاه دادن به · یونجه خشک · یونجه ی خشک
-
(امریکا- خودمانی) مقدار کم (به ویژه پول) چندرغاز · (خودمانی) بستر (به ویژه برای جماع) · (نادر) علف خشک دادن به · بریدن و در آفتاب پهن کردن · تختخواب · خشک چرامین · رقص روستایی کهن · علف (یا شبدر و یونجه و غیره) بریدن و خشکاندن · علف خشک · علوفه (یونجه یا شبدر و غیره) کشت کردن · علوفه ی خشک (برای خوراک حیوانات) · پشیز · کاه · کاه دادن به · یونجه خشک · یونجه ی خشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن