ترجمه "hay" به فارسی

علف خشک, تختخواب, یونجه خشک بهترین ترجمه های "hay" به فارسی هستند.

hay verb noun دستور زبان

(uncountable) Grass cut and dried for use as animal fodder. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • علف خشک

    noun

    We draw blood, odds are we're just gonna come up with hay.

    ما تمام خون اونو کشيديم ما بايد با يه علف خشک کنار بيايم

  • تختخواب

    noun
  • یونجه خشک

    noun

    dried grass, legumes or other herbaceous plants

  • ترجمه های کمتر

    • کاه
    • پشیز
    • (امریکا- خودمانی) مقدار کم (به ویژه پول) چندرغاز
    • (خودمانی) بستر (به ویژه برای جماع)
    • (نادر) علف خشک دادن به
    • بریدن و در آفتاب پهن کردن
    • خشک چرامین
    • رقص روستایی کهن
    • علف (یا شبدر و یونجه و غیره) بریدن و خشکاندن
    • علوفه (یونجه یا شبدر و غیره) کشت کردن
    • علوفه ی خشک (برای خوراک حیوانات)
    • کاه دادن به
    • یونجه ی خشک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hay " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hay proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Hay" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hay در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "hay"

عباراتی شبیه به "hay" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به Bo Hai
  • (پزشکی) تب یونجه · تب یونجه
  • hai
    (ژاپنی) بلی · آری
  • دریای بوهای (شاخه ای از دریای زرد و در شمال شرقی کشور چین)
اضافه کردن

ترجمه های "hay" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه