ترجمه "hale" به فارسی
سالم, خوش بنیه, کشاندن بهترین ترجمه های "hale" به فارسی هستند.
hale
adjective
verb
noun
دستور زبان
Health, welfare. [..]
-
سالم
adjective -
خوش بنیه
adjective -
کشاندن
-
ترجمه های کمتر
- کشیدن
- (به زور) کشیدن
- (بیشتر در اشاره به اشخاص مسن) سالم
- (قدیمی) کشان کشان بردن
- به زور بردن
- بی عیب و نقص
- بی نقص
- ترابری کردن
- تندرست و قوی
- تندرست و گردن کلفت
- حمل کردن
- سرو مرو گنده
- سوی دیگربردن
- مجبور به رفتن کردن
- ناگزیر کردن
- هل دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hale
proper
noun
A topographic surname. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hale" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hale در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hale" با ترجمه به فارسی
-
خوش بنیگی · زنده دلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن