ترجمه "handball" به فارسی
هندبال, هندبال (ورزشی که در آن دو یا چهار نفر به نوبت گوی را با راکت به دیوار می زنند), گوی هندبال بهترین ترجمه های "handball" به فارسی هستند.
handball
verb
noun
دستور زبان
(uncountable) A team sport where two teams of seven players each (six players and a goalkeeper) pass and bounce a ball trying to throw it in the goal of the opposing team. [..]
-
هندبال
nounballgame-team sport
Arielle enjoyed watching women’s handball on television.
آریِل به هندبال زنان بسیار علاقه داشت و این مسابقات را از طریق تلویزیون دنبال میکرد.
-
هندبال (ورزشی که در آن دو یا چهار نفر به نوبت گوی را با راکت به دیوار می زنند)
-
گوی هندبال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handball " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "handball"
عباراتی شبیه به "handball" با ترجمه به فارسی
-
هندبال ساحلی
-
بازیکن هندبال
-
تیم هندبال
-
هندبال روی چمن
-
بازیکن هندبال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن