ترجمه "handbarrow" به فارسی
زنبر, زنبل, زنبه بهترین ترجمه های "handbarrow" به فارسی هستند.
handbarrow
noun
دستور زبان
A frame, supported by poles, used for carrying things [..]
-
زنبر
-
زنبل
-
زنبه
-
ترجمه های کمتر
- فرقون دستی
- ناوه ی چهاردسته (که دو نفر آن را بلند کرده و می برند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handbarrow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن