ترجمه "handhold" به فارسی
دسته, جادستی, دستجا بهترین ترجمه های "handhold" به فارسی هستند.
handhold
noun
دستور زبان
A projection that one may hold onto for support [..]
-
دسته
noun -
جادستی
-
دستجا
-
ترجمه های کمتر
- دستگیره
- مشته
- دست گرفت
- محکم گیری (با یک یا دو دست)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handhold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "handhold" با ترجمه به فارسی
-
دستگیری، کمک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن