ترجمه "handler" به فارسی
مدیر, (مشت بازی) مربی, (پرورش اسب مسابقه و سگ و غیره) تربیت کننده بهترین ترجمه های "handler" به فارسی هستند.
handler
noun
دستور زبان
(literally) One who handles something (especially manually) or someone. [..]
-
مدیر
noun -
(مشت بازی) مربی
-
(پرورش اسب مسابقه و سگ و غیره) تربیت کننده
-
پرورش گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "handler"
عباراتی شبیه به "handler" با ترجمه به فارسی
-
اداره کننده رویداد
-
هواساز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن