ترجمه "handmaid" به فارسی
کلفت, کنیز, خادم بهترین ترجمه های "handmaid" به فارسی هستند.
handmaid
noun
دستور زبان
A maid that waits at hand; a female servant or attendant. [..]
-
کلفت
nounI heard it from a handmaid who heard it from one of the guards.
اينو از کلفتي شنيدم که... از يکي از نگهبانان شنيده بود.
-
کنیز
-
خادم
noun
-
ترجمه های کمتر
- خدمتگار
- نوکر
- خدمتکار
- بنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handmaid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "handmaid" با ترجمه به فارسی
-
قصه کلفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن