ترجمه "hands" به فارسی
تعداد کارگر, مردها, نیروی انسانی بهترین ترجمه های "hands" به فارسی هستند.
hands
noun
verb
دستور زبان
Plural form of hand. [..]
-
تعداد کارگر
nounHe did not make so much, however, as he had the previous summer, for the packers took on more hands.
مع ذالک حقوقش به اندازه تابستان گذشته نبود، زیرا سلاطین گوشت تصمیم گرفته بودند که تعداد کارگران را افزایش دهند.
-
مردها
nounBy the hands of the very man you defend.
. بوسيله مردي که تو ازش دفاع ميکني.
-
نیروی انسانی
noun -
نیروی کار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hands " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hands" با ترجمه به فارسی
-
(به اندازه ی) پهنای دست · (به اندازه ی) یک مشت · (تحت) توجه · (دست به عنوان عامل مهارت) زبردستی · (دست به عنوان نشان) قول و قرار · (سخت پوستان و برخی درندگان) چنگال · (شخص یا دستگاه) سازنده · (نخستیان) پا · (وابسته به یا برای دست) دستی · (کسی که با دست کاری را انجام می دهد) کارگر · اختیار · اعتبار · به عهده ی · تملک · جهت (معمولا همراه با: right یا left) · داشتن · دست (دوستی یا اتحاد و غیره) دادن · دست زدن · دست ساخت 0 · دستگیری · دَست · رد کردن · روش اجرا · سردست · عهد · فعله · قلاب · مشته · مشتواره 9 · مهارت · نرمی یا زبری پارچه 8 · نقش · نویسنده 3 · نیرو · وعده · پایمردی 0 · چهار انگشت 5 · چیرگی · کف زنی · ید · یدی · یکان طول برابر با حدود - اینچ
-
شمشیرهای قادسیه
-
بهره برداری از اطلاعات
-
تحویل دادن ساختمان ابنیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن