ترجمه "handsel" به فارسی

عیدی, ارمغان, نمونه بهترین ترجمه های "handsel" به فارسی هستند.

handsel verb noun دستور زبان

(obsolete) A lucky omen. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عیدی

  • ارمغان

  • نمونه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (اولین مسطوره یا نمونه یا کاربرد هر چیز) نوبر
    • (نادر) دشت (اولین درآمد روز)
    • ارمغان دادن
    • اولین قسط (وام یا رهن و غیره)
    • برای اولین بار انجام دادن (یا مصرف کردن و غیره)
    • عیدی دادن
    • نوبر کردن
    • هدیه دادن
    • پیش نما
    • پیشکش کردن
    • چشم روشنی (مثلا هنگام رفتن به خانه ی نو یا گشودن دکان نو)
    • چشم روشنی دادن به
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " handsel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "handsel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه