ترجمه "handsomeness" به فارسی
قشنگی, زیبایی, شایستگی بهترین ترجمه های "handsomeness" به فارسی هستند.
handsomeness
noun
دستور زبان
The quality of being handsome. [..]
-
قشنگی
nounI understand it was a very handsome letter,indeed.
تا جایی که من خبر دارم، نامهی بسیار قشنگی است.
-
زیبایی
nounNearest of all to the commander in chief walked a handsome adjutant.
جوان زیبایی که سمت آجودانی داشت از همه به فرمانده کل نزدیکتر بود.
-
شایستگی
-
خوش اندامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handsomeness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "handsomeness" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه مرد) خوش سیما · (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ · (نادر - به ویژه پول) هنگفت · (نادر) نسبتا زیاد · برازنده · خوب · خوبرو · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش صورت و هیکل · خوش قیافه · خوشتیپ · خوشگل · دلپذير · زيبا · زیبا · ستایش انگیز · سخاوتمند(انه) · متنابه · نیک رو · هژیر · پرگذشت
-
دراج خوشسیما
-
بطورشایسته · خوب · چنانکه باید
-
جذاب
-
(به ویژه مرد) خوش سیما · (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ · (نادر - به ویژه پول) هنگفت · (نادر) نسبتا زیاد · برازنده · خوب · خوبرو · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش صورت و هیکل · خوش قیافه · خوشتیپ · خوشگل · دلپذير · زيبا · زیبا · ستایش انگیز · سخاوتمند(انه) · متنابه · نیک رو · هژیر · پرگذشت
-
(به ویژه مرد) خوش سیما · (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ · (نادر - به ویژه پول) هنگفت · (نادر) نسبتا زیاد · برازنده · خوب · خوبرو · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش صورت و هیکل · خوش قیافه · خوشتیپ · خوشگل · دلپذير · زيبا · زیبا · ستایش انگیز · سخاوتمند(انه) · متنابه · نیک رو · هژیر · پرگذشت
-
(به ویژه مرد) خوش سیما · (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ · (نادر - به ویژه پول) هنگفت · (نادر) نسبتا زیاد · برازنده · خوب · خوبرو · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش صورت و هیکل · خوش قیافه · خوشتیپ · خوشگل · دلپذير · زيبا · زیبا · ستایش انگیز · سخاوتمند(انه) · متنابه · نیک رو · هژیر · پرگذشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن