ترجمه "handshaking" به فارسی

دستدهی, دست بهترین ترجمه های "handshaking" به فارسی هستند.

handshaking noun verb دستور زبان

Present participle of handshake. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستدهی

    automated process of negotiation that dynamically sets parameters of a communications channel established between two entities before normal communication over the channel begins

  • دست

    noun

    They met with a handshake and parted as formally.

    همدیگر را که میدیدند با هم دست میدادند و خیلی عادی از هم جدا میشدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " handshaking " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "handshaking" با ترجمه به فارسی

  • دستخوش بازنشستگی · پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد می شود
  • (عمل) دست دادن · دست · دست دادن
اضافه کردن

ترجمه های "handshaking" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه