ترجمه "handsomely" به فارسی
خوب, بطورشایسته, چنانکه باید بهترین ترجمه های "handsomely" به فارسی هستند.
handsomely
adverb
دستور زبان
In a handsome manner. [..]
-
خوب
adjective adverbCould pay off quite handsomely if the Gods intervene.
اگه خدا بخواد ميتونه پول خوبي برامون داشته باشه.
-
بطورشایسته
-
چنانکه باید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handsomely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "handsomely" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه مرد) خوش سیما · (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ · (نادر - به ویژه پول) هنگفت · (نادر) نسبتا زیاد · برازنده · خوب · خوبرو · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش صورت و هیکل · خوش قیافه · خوشتیپ · خوشگل · دلپذير · زيبا · زیبا · ستایش انگیز · سخاوتمند(انه) · متنابه · نیک رو · هژیر · پرگذشت
-
دراج خوشسیما
-
خوش اندامی · زیبایی · شایستگی · قشنگی
-
جذاب
-
(به ویژه مرد) خوش سیما · (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ · (نادر - به ویژه پول) هنگفت · (نادر) نسبتا زیاد · برازنده · خوب · خوبرو · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش صورت و هیکل · خوش قیافه · خوشتیپ · خوشگل · دلپذير · زيبا · زیبا · ستایش انگیز · سخاوتمند(انه) · متنابه · نیک رو · هژیر · پرگذشت
-
(به ویژه مرد) خوش سیما · (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ · (نادر - به ویژه پول) هنگفت · (نادر) نسبتا زیاد · برازنده · خوب · خوبرو · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش صورت و هیکل · خوش قیافه · خوشتیپ · خوشگل · دلپذير · زيبا · زیبا · ستایش انگیز · سخاوتمند(انه) · متنابه · نیک رو · هژیر · پرگذشت
-
(به ویژه مرد) خوش سیما · (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ · (نادر - به ویژه پول) هنگفت · (نادر) نسبتا زیاد · برازنده · خوب · خوبرو · خوش ترکیب · خوش تیپ · خوش صورت و هیکل · خوش قیافه · خوشتیپ · خوشگل · دلپذير · زيبا · زیبا · ستایش انگیز · سخاوتمند(انه) · متنابه · نیک رو · هژیر · پرگذشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن