ترجمه "handsome" به فارسی
خوشتیپ, زیبا, زيبا بهترین ترجمه های "handsome" به فارسی هستند.
(obsolete) Dexterous; skillful; handy; ready; convenient; -- applied to things as persons. [..]
-
خوشتیپ
adjectiveof man: attractive
Hey, handsome, can I interest you in a specialty cocktail?
هی ، خوشتیپ ، میخوای یه کوکتل مخصوص برداری ؟
-
زیبا
adjectiveAlyosha remembered afterwards that she had struck him as particularly handsome at that moment.
آلیوشا بعدا به یاد آورد که کاترینا در این لحظه به نظرش زیبا آمده بود.
-
زيبا
Just the way you look a little less handsome than Rishi...
همينطور تو يه كم كمتر از ريشي زيبايي
-
ترجمه های کمتر
- خوب
- دلپذير
- خوش قیافه
- خوشگل
- برازنده
- خوبرو
- متنابه
- هژیر
- پرگذشت
- (به ویژه مرد) خوش سیما
- (زیبا به خاطر طرح و استحکام نه ظرافت و زنانگی) قشنگ
- (نادر - به ویژه پول) هنگفت
- (نادر) نسبتا زیاد
- خوش ترکیب
- خوش تیپ
- خوش صورت و هیکل
- ستایش انگیز
- سخاوتمند(انه)
- نیک رو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " handsome " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Handsome" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Handsome در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "handsome" با ترجمه به فارسی
-
دراج خوشسیما
-
خوش اندامی · زیبایی · شایستگی · قشنگی
-
بطورشایسته · خوب · چنانکه باید
-
جذاب