ترجمه "hands-off" به فارسی
(وابسته به روش عدم مداخله یا میانجی گری) بدون درگیری, بیرون از گود، دور از معرکه, نادرآمیزی بهترین ترجمه های "hands-off" به فارسی هستند.
hands-off
adjective
دستور زبان
Tending not to intervene [..]
-
(وابسته به روش عدم مداخله یا میانجی گری) بدون درگیری
-
بیرون از گود، دور از معرکه
صفتa hands-off approach to staff management
روش مدیریت نیروها بصورت اجتناب از برخورد
-
نادرآمیزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hands-off " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hands-off" با ترجمه به فارسی
-
گردش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن