ترجمه "handmaiden" به فارسی

خدمتکار, ندیمه, کنیز بهترین ترجمه های "handmaiden" به فارسی هستند.

handmaiden noun دستور زبان

Variant spelling of handmaid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خدمتکار

    noun

    As the Lady's handmaiden you won't sleep there.

    به خواسته خدمتکار خانم تو اونجا نمی خوابی

  • ندیمه

  • کنیز

  • ترجمه های کمتر

    • خادم
    • نوکر
    • بنده
    • (قدیمی) کلفت
    • (مجازی) همراه
    • ملازم (handmaid هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " handmaiden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "handmaiden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه