ترجمه "hangdog" به فارسی
بزهکار, شرمگین, مجرم بهترین ترجمه های "hangdog" به فارسی هستند.
hangdog
adjective
noun
دستور زبان
A base, degraded person; a sneak; a gallows bird. [..]
-
بزهکار
adjective -
شرمگین
adjective -
مجرم
adjective
-
ترجمه های کمتر
- گناهکار
- مقصر
- (در اصل) کسی که کارش گرفتن و حلق آویز کردن سگ های ولگرد بود
- آدم رذل
- آدم پست ومرموز
- شرمنده و سر به زیر
- نارو زن
- پست فطرت
- کسی که سزاوار به دار آویختن بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hangdog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن