ترجمه "haphazard" به فارسی

اللهبختی, هچلهف, اتفاقی بهترین ترجمه های "haphazard" به فارسی هستند.

haphazard adjective adverb دستور زبان

random; chaotic; incomplete; not thorough, constant, or consistent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اللهبختی

    random, chaotic, incomplete

  • هچلهف

    random, chaotic, incomplete

  • اتفاقی

    adjective

    So it's not really that out of these haphazard contacts, perfection arises.

    پس این طور نیست که از چنین تماس های اتفاقی، یک سیستم بی نقص در بیاید.

  • ترجمه های کمتر

    • تصادفی
    • اتفاق
    • قاراشمیش
    • اقبال
    • بخت
    • شانس
    • الله بختی
    • برحسب اتفاق
    • برحسب تصادف
    • به طور اتفاقی
    • به طور الله بختی
    • بی حساب و کتاب
    • لا ابالی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " haphazard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "haphazard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه