ترجمه "hapless" به فارسی

بیچاره, بینوا, بدبخت بهترین ترجمه های "hapless" به فارسی هستند.

hapless adjective دستور زبان

Very unlucky; ill-fated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیچاره

    adjective noun

    According to Josephus, these hapless visitors made up the majority of the casualties of the Roman siege.

    طبق گزارش یوسفوس بیشتر تلفات محاصرهٔ رومیان را همین زائران بیچاره تشکیل دادند.

  • بینوا

    adjective

    a streak of vengeance, sharp teeth hungering to nip into a hapless heel.

    با اندک کینهتوزی و دندانهای تیز مشتاق گزیدن پای موجود بینوا بود.

  • بدبخت

    adjective noun

    since the hapless half breed scooped out the stone

    از وقتیکه آن دو رگهی بدبخت توی آن سنگ را کند

  • ترجمه های کمتر

    • مسکین
    • رقت انگیز
    • فلک زده
    • نگون بخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hapless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hapless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه