ترجمه "hardwired" به فارسی
(کامپیوتر)بصورت سخت افزاری پیاده سازی شده، ربطی به سیمکشی ندارد. (علوم اجتماعی) ذاتی، فطری، عجین شده در هویت کسی یا چیزی، در برابر اکتسابی، غیرآموختنی ترجمه "hardwired" به فارسی است.
hardwired
adjective
دستور زبان
(electronics) Designed to perform a specific task. [..]
-
(کامپیوتر)بصورت سخت افزاری پیاده سازی شده، ربطی به سیمکشی ندارد. (علوم اجتماعی) ذاتی، فطری، عجین شده در هویت کسی یا چیزی، در برابر اکتسابی، غیرآموختنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hardwired " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hardwired" با ترجمه به فارسی
-
(علم کامپیوتر) تعبیه کردن یک قابلیت پردازشی بصورت سخت افزاری در پردازنده یا مدارات محاسبه گر، نه اینکه بکمک نرم افزار آن قابلیت بعداً اضافه شود (علوم اجتماعی) ذاتی، فطری، در برابر اکتسابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن