ترجمه "hardy" به فارسی
نترس, بی باک, محکم بهترین ترجمه های "hardy" به فارسی هستند.
hardy
adjective
noun
دستور زبان
Having rugged physical strength; inured to fatigue or hardships. A hardy plant is one that can withstand the extremes of climate, such as frost. [..]
-
نترس
adjective -
بی باک
adjective -
محکم
adjectivemostly pepper trees, huge, hardy, dense and sleepily lovely.
اکثراً درختان فلفل عظیم، محکم، انبوه و فوقالعاده دوستداشتنی بود.
-
ترجمه های کمتر
- متهور
- شجاع
- دلیر
- عجول
- (در مقابل سرما و خستگی و غیره) پر طاقت
- (گیاهی که طاقت سرما دارد) سرماپذیر
- اسکنه ی فلزتراشی (که دسته ی آن چهارگوش است و در سوراخ چهارگوش سندان hardy hole قرار می گیرد)
- با جرات
- بی فکر
- بی پروا
- رنج پذیر
- مقاوم (در برابر سرما)
- پر تاب و توان
- پر توش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hardy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hardy
proper
noun
A common surname, originally a nickname for a hardy person. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hardy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hardy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hardy" با ترجمه به فارسی
-
استقامت به سرما · تحمل سرما · مستعد سرما · مقاومت به سرما
-
توماس هاردی (نویسنده ی انگلیسی : 829
-
توماس هاردی
-
گادفری هرلد هاردی
-
استقامت · بی پروایی · جرات · دلداری · دلیری · شجاعت (رجوع شود به hardy) · شهامت · مقاومت به فاکتورهای آسیبرسان · پرتابی · پردلی · پرطاقتی
-
استقامت در زمستان
-
اولیور هاردی (کمدین امریکایی : 759
-
سرسسیل بیتن (عکاس و صحنه پرداز انگلیسی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن