ترجمه "hardiness" به فارسی
استقامت, پرتابی, پردلی بهترین ترجمه های "hardiness" به فارسی هستند.
hardiness
noun
دستور زبان
The state of being hardy; especially (of a plant) of being resistant to cold or other environmental conditions [..]
-
استقامت
-
پرتابی
-
پردلی
noun
-
ترجمه های کمتر
- پرطاقتی
- دلیری
- دلداری
- شهامت
- جرات
- بی پروایی
- شجاعت (رجوع شود به hardy)
- مقاومت به فاکتورهای آسیبرسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hardiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hardiness" با ترجمه به فارسی
-
استقامت به سرما · تحمل سرما · مستعد سرما · مقاومت به سرما
-
توماس هاردی (نویسنده ی انگلیسی : 829
-
توماس هاردی
-
گادفری هرلد هاردی
-
استقامت در زمستان
-
اولیور هاردی (کمدین امریکایی : 759
-
(در مقابل سرما و خستگی و غیره) پر طاقت · (گیاهی که طاقت سرما دارد) سرماپذیر · اسکنه ی فلزتراشی (که دسته ی آن چهارگوش است و در سوراخ چهارگوش سندان hardy hole قرار می گیرد) · با جرات · بی باک · بی فکر · بی پروا · دلیر · رنج پذیر · شجاع · عجول · متهور · محکم · مقاوم (در برابر سرما) · نترس · پر تاب و توان · پر توش
-
سرسسیل بیتن (عکاس و صحنه پرداز انگلیسی)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن