ترجمه "hardheaded" به فارسی

لجوج, حسابگر, لجباز بهترین ترجمه های "hardheaded" به فارسی هستند.

hardheaded adjective دستور زبان

Stubborn; wilful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لجوج

  • حسابگر

  • لجباز

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • زرنگ
    • سختگیر و واقع بین
    • کله خر
    • کله شق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hardheaded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hardheaded" با ترجمه به فارسی

  • اسفنج زبر (که از دریای کارائیب به دست می آید)
  • سرسخت
  • (جانور شناسی) ماهی سرسخت (Mylopharodon conocephalus - ماهی کوچک و رودزی و بومی ایالت کالیفرنیا) · آدم سرسخت · آدم متعصب · بی احساس · دیر انگیزه · دیرجوش · کله خر
اضافه کردن

ترجمه های "hardheaded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه