ترجمه "hardhanded" به فارسی

ستمگر, (حاکم یا حکومت) سختگیر و بی رحم, دارای دست های پینه بسته (در اثر کار زیاد) بهترین ترجمه های "hardhanded" به فارسی هستند.

hardhanded adjective دستور زبان

forceful, excessive, draconian, or abusive [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستمگر

  • (حاکم یا حکومت) سختگیر و بی رحم

  • دارای دست های پینه بسته (در اثر کار زیاد)

  • زمخت دست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hardhanded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hardhanded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه