ترجمه "harshness" به فارسی
خشونت, تندی, زمختی بهترین ترجمه های "harshness" به فارسی هستند.
harshness
noun
دستور زبان
The quality of being harsh. [..]
-
خشونت
nounThe Bishop of D had none of that harshness, which is peculiar to many priests, nevertheless.
اسقف دینی از این خشونت، که از صفات ممتاز بسیاری از روحانیان نیز هست هیچ بهره نداشت.
-
تندی
Pride, on the other hand, leads to self-exaltation and may often cause one to treat others in a harsh and callous way.
از سوی دیگر، غرور خصوصیت ناپسندی است که به فخرفروشی میانجامد و اغلب موجب میشود شخص با تندی و بیرحمی با دیگران رفتار کند.
-
زمختی
You see, in spite of the harshness of my reality,
با وجود زمختی واقعیت پیش روی من،
-
ترجمه های کمتر
- درشتی
- زنندگی
- سختی
- دقت زیاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " harshness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "harshness" با ترجمه به فارسی
-
(اثر یا ظاهر) خشن · (اندیشه یا احساس یا آب و هوا) ستهم · (دست مالیدن) زبر · (صدا) گوشخراش · (مزه) تلخ · (نور) زننده (در برابر: نور ملایم soft light) · بی رحم · بی رحمانه · تند · خراشیده · خشن · زمخت · زیاده · سخت · شدید · فزون گرانه · قوی · مفرط · ناخوشایند · نازیبا · نازیبنده · ناسزا · ناسزاوار · ناملایم · ناهنجار · ناگوار · گزافه
-
(اثر یا ظاهر) خشن · (اندیشه یا احساس یا آب و هوا) ستهم · (دست مالیدن) زبر · (صدا) گوشخراش · (مزه) تلخ · (نور) زننده (در برابر: نور ملایم soft light) · بی رحم · بی رحمانه · تند · خراشیده · خشن · زمخت · زیاده · سخت · شدید · فزون گرانه · قوی · مفرط · ناخوشایند · نازیبا · نازیبنده · ناسزا · ناسزاوار · ناملایم · ناهنجار · ناگوار · گزافه
-
(اثر یا ظاهر) خشن · (اندیشه یا احساس یا آب و هوا) ستهم · (دست مالیدن) زبر · (صدا) گوشخراش · (مزه) تلخ · (نور) زننده (در برابر: نور ملایم soft light) · بی رحم · بی رحمانه · تند · خراشیده · خشن · زمخت · زیاده · سخت · شدید · فزون گرانه · قوی · مفرط · ناخوشایند · نازیبا · نازیبنده · ناسزا · ناسزاوار · ناملایم · ناهنجار · ناگوار · گزافه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن