ترجمه "hat" به فارسی
کلاه, شاپو, نقش بهترین ترجمه های "hat" به فارسی هستند.
hat
verb
noun
دستور زبان
A covering for the head, often in the approximate form of a cone or a cylinder closed at its top end, and sometimes having a brim and other decoration. [..]
-
کلاه
nounA head covering [..]
She's wearing a nice hat.
او کلاه زیبایی پوشیده است.
-
شاپو
noun -
نقش
hats off for going there
هر نقشي را ميتونيم بازي كنيم
-
ترجمه های کمتر
- مقام
- شغل
- عنوان
- (بیشتر به صورت اسم مفعول) کلاه (برسر) گذاشتن
- کلاهدار بودن یا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
HAT
noun
highest astronomical tide [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"HAT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای HAT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hat"
عباراتی شبیه به "hat" با ترجمه به فارسی
-
دائم الخمر
-
کلاه گاو چرانی
-
توده · توده کاه · دسته · دودکش · زیاد · سیل کلمات · سیلاب · فراوان · فراوانی · کوه · کوهستان · کوهستانی
-
(قدیمی - خودمانی) کلاه ابریشمی مردانه · دائم الخمر
-
كلاه پانامايي · کارلودوویکا پالماتا · کلاه شاپوی حصیری · کلاه پانامایی
-
سئوکردن با استفاده از روشهایی برای فریب دادن موتور جستجو. بهینهسازی سایت با استفاده از تکنیکهایی که تلاش دارد موتورهای جستجو را دور بزند.
-
دائم الخمر · شاپو ملون
-
(امریکا - خودمانی) پر افاده · (موسیقی به ویژه جاز - آلتی متشکل از دو سنج که هنگام فشردن پدال بهم می خورند) سنج پائی · ابرتن · افاده کردن · تفاخر کردن · مغرور · مغرورانه رفتار کردن · پرفیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن