ترجمه "havings" به فارسی

دارایی, رفتار بهترین ترجمه های "havings" به فارسی هستند.

havings noun

plural of [i]having[/i]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارایی

    What we have out there is all we have.

    تمام چیزی که آنجا داریم تنها دارایی ما است.

  • رفتار

    noun

    It seemed such an over familiar, intimate thing to have done.

    این نحوة رفتار بیش از حد خودمانی به نظر میرسید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " havings " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "havings" با ترجمه به فارسی

  • (از راه تجربه به دست آوردن) - گذراندن · (به صورت منفی) اجازه ندادن · (دانش داشتن) دانستن · (در افواه بودن) · (در فکر یا اندیشه) داشتن · (دعوا و بحث و غیره) کردن 3 · (رنج بردن از) · (شخص یا ملت) ثروتمند · - کردن 0 · ابراز داشتن · از خود نشان دادن 5 · ایجاد کردن · به دست آوردن · بچه دار شدن 2 · تحمل نکردن 6 · تحويل دادن · خوردن · دارا · دارا بودن · داشتن · داشتَن · دانستن · در خود داشتن · دریافت کردن · رابطه ی جنسی داشتن با 8 · سبب شدن · مال خود دانستن · میل کردن 1 · واداشتن · چیره شدن یا بودن 7 · گذاشتن · گماردن 4 · گماشتن · گول زدن
  • (کشور یا شخص) ندار · فقیر
  • حاضر جواب بودن
  • چشمم آب نمی خورد
  • وابسته بودن
  • دسترسي داشتن
  • صبحانه
اضافه کردن

ترجمه های "havings" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه