ترجمه "havoc" به فارسی
خرابی, غارت, ویرانگری بهترین ترجمه های "havoc" به فارسی هستند.
To pillage. [..]
-
خرابی
nounThe solar storm is wreaking havoc on their satellite system.
طوفان خورشیدی در سیستم ماهواره شون باعث خرابی شده
-
غارت
nounfor centuries i have stood by and watched the havoc my sons have brought upon each other
براي قرنها من ساكت وايساده بودم و تماشا ميكردم ويرانيها و قتل و غارت هاي كه پسرهام بر عليه يكديگر
-
ویرانگری
Earthquakes, famine, and disease are impersonal forces that wreak havoc on millions of people.
زلزله، قحطی و بیماری عوامل ویرانگری است که میلیونها نفر را دستخوش مصیبت ساخته است.
-
ترجمه های کمتر
- دژلاخی
- جرح
- (مهجور) ویران کردن
- الم شنگه
- با خاک یکسان کردن
- بی نظمی زیاد
- خرابی عظیم
- شلوغ پلوغی
- ضرب وشتم
- ویرانی بزرگ (مثلا در اثر سیل یا زلزله)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " havoc " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Havoc (film)
"Havoc" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Havoc در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "havoc" با ترجمه به فارسی
-
تباه کردن