ترجمه "hazard" به فارسی
مخاطره, قمار, خطر بهترین ترجمه های "hazard" به فارسی هستند.
(historical) A type of game played with dice. [from 14th c.] [..]
-
مخاطره
nounsituation that poses a potentail threat to life, health, property, or environment
The adults must guide their young on this hazardous trip.
بزرگ تر ها بايد جوان هايشان را در اين سفر پر مخاطره راهنمايي کنند.
-
قمار
nounBeing your friend, it should come with hazard pay.
دوست بودن با تو مثل يه قمار مي مونه
-
خطر
nounWe have to accept that there will be hazards.
باید بپذیریم که خطر همیشه در کمین ماست.
-
ترجمه های کمتر
- قمار کردن
- اتفاق
- ریسک
- سیج
- طالع
- بخت
- گشادبازی
- اقبال
- پیشامد
- خوشبختی
- شانس
- (از ریشه ی عربی)
- (به کار مخاطره داری) اقدام کردن
- (تنیس دیواری) هر یک از سه دهانه ای که از آن گوی دریافت می کنند
- (حدس و تخمین و غیره) زدن
- (در زمین گلف) مانع (مانند تپه یا دریاچه و غیره)
- (سابقا) نوعی بازی با طاس
- (قدیمی) چیزیکه به مخاطره انداخته شده است
- به بخت و طالع واگذار کردن
- به خطر انداختن
- به مخاطره انداختن
- به مخاطره اندازی
- خطر کردن
- روی داد اتفاقی
- ریسک کردن
- سیج پذیری
- طاس بازی
- پرداختن به
- گشاد بازی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hazard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Hazard" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hazard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hazard" با ترجمه به فارسی
-
مخاطرات اقليمي · مخاطرات هوایی
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
اتفاقی · اقبالی · الله بختی · بختی · تصادفی · خطرناک · سیج ناک · مخاطره آمیز · وابسته به بخت · پرخطر · پرمخاطره
-
نقطه کنترل بحرانی تجزیه و تحلیل خطر
-
مخاطرات اقليمي · مخاطرات هوایی
-
خطرات ناشی از شغل
-
نماد خطر