ترجمه "hazardous" به فارسی
پرخطر, خطرناک, پرمخاطره بهترین ترجمه های "hazardous" به فارسی هستند.
hazardous
adjective
دستور زبان
exposing to loss or evil [..]
-
پرخطر
adjectiveWas her life always this hazardous?
زندگیش همیشه این طور پرخطر بود؟
-
خطرناک
adjectiveI turned to tip the used syringe into the hazardous waste container by the counter.
چرخیدم تا سرنگ استفاده شده را در ظرف زبالههای سمی و خطرناک کنار پیشخوان بیندازم.
-
پرمخاطره
As we pass through this stormy and hazardous system of things, we face unsettling challenges.
انسان در این دنیای توفانی و پرمخاطره با مسائل اضطرابآوری روبرو میشود.
-
ترجمه های کمتر
- بختی
- اقبالی
- تصادفی
- اتفاقی
- الله بختی
- سیج ناک
- مخاطره آمیز
- وابسته به بخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hazardous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hazardous" با ترجمه به فارسی
-
مخاطرات اقليمي · مخاطرات هوایی
-
(از ریشه ی عربی) · (به کار مخاطره داری) اقدام کردن · (تنیس دیواری) هر یک از سه دهانه ای که از آن گوی دریافت می کنند · (حدس و تخمین و غیره) زدن · (در زمین گلف) مانع (مانند تپه یا دریاچه و غیره) · (سابقا) نوعی بازی با طاس · (قدیمی) چیزیکه به مخاطره انداخته شده است · اتفاق · اقبال · بخت · به بخت و طالع واگذار کردن · به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · به مخاطره اندازی · خطر · خطر کردن · خوشبختی · روی داد اتفاقی · ریسک · ریسک کردن · سیج · سیج پذیری · شانس · طاس بازی · طالع · قمار · قمار کردن · مخاطره · پرداختن به · پیشامد · گشاد بازی کردن · گشادبازی
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
اختلالات شغلي · بيماريهاي شغلي · حوادث شغلي · ريه كشاورزان · فاكتورهاي تنش وابسته به كار · مخاطرات بهداشتي شغلي · مخاطرات شغلی
-
نقطه کنترل بحرانی تجزیه و تحلیل خطر
-
مخاطرات اقليمي · مخاطرات هوایی
-
خطرات ناشی از شغل
-
نماد خطر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن