ترجمه "head off" به فارسی
برگرداندن, تغییر مسیر دادن, دفع کردن بهترین ترجمه های "head off" به فارسی هستند.
head off
verb
دستور زبان
(intransitive) To begin moving away. [..]
-
برگرداندن
verb -
تغییر مسیر دادن
جلو کسی راه افتادن و او را بازگرداندن یا راهش را کج کردن، جلوی رخداد چیزی را گرفتن
We'll head them off at the bridge!
از روی پل برگردوندیم شون
-
دفع کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " head off " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "head off" با ترجمه به فارسی
-
سربریدن · گردن زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن