ترجمه "head-on" به فارسی

(در تصادفات اتومبیل و غیره) شاخ به شاخ, از جلو, سرراست بهترین ترجمه های "head-on" به فارسی هستند.

head-on adjective noun adverb دستور زبان

(idiomatic) Direct, abrupt, blunt or unequivocal; not prevaricating. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در تصادفات اتومبیل و غیره) شاخ به شاخ

  • از جلو

  • سرراست

  • ترجمه های کمتر

    • مستقیم
    • یکسر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " head-on " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "head-on" با ترجمه به فارسی

  • یکراست، از روبرو، مستقیمأ، رو در رو، شاخ به شاخ
اضافه کردن

ترجمه های "head-on" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه