ترجمه "headache" به فارسی
سردرد, دردسر, زحمت بهترین ترجمه های "headache" به فارسی هستند.
headache
noun
دستور زبان
A pain or ache in the head. [..]
-
سردرد
nounpain or ache in the head [..]
The pressure is what caused the headaches and blurred vision.
همین فشار باعث سردرد و تاری دید شده است.
-
دردسر
nounHe awoke towards nine o'clock with a headache, full of confused ideas and strange impressions.
اندکی پس از ساعت نه بامداد با دردسر و افکار متشتت و احساسات عجیب و غریب بیدار شد.
-
زحمت
nounWould have saved us all a headache.
اين همه الکي زحمت نميکشيديم
-
ترجمه های کمتر
- گرفتاری
- دقمصه
- دلواپسی
- رنجش
- نگرانی
- (عامیانه) دردسر
- خشخاش وحشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " headache " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "headache"
عباراتی شبیه به "headache" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به migraine · سردرد ناشی از تهوع · میگرن
-
دردسر دارد
-
سر درد خوشهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن