ترجمه "headman" به فارسی

سالار, رئیس, جلاد بهترین ترجمه های "headman" به فارسی هستند.

headman noun دستور زبان

(informal) headmaster [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالار

    noun
  • رئیس

    noun

    they digged up the headman's stone chamber last night

    آنها دیشب سنگ قیمتی اتاق رئیس را پیدا کردند

  • جلاد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سرپرست
    • دژخیم
    • سرجنبان
    • سردمدار
    • قائد
    • پیشوا
    • سرور
    • میر
    • رئیس قبیله
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " headman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "headman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه