ترجمه "headstrong" به فارسی
خودسر, لجوج, یکدنده بهترین ترجمه های "headstrong" به فارسی هستند.
headstrong
adjective
دستور زبان
Determined to do as one pleases, and not as others want. [..]
-
خودسر
A brilliant student, but he was proud, headstrong.
یه شاگرد فوق العاده اما مغرور و خودسر
-
لجوج
It was headstrong and impetuous nature in her that gave them concern
این طبیعت تندرو و لجوج او بود که آنها را نگران میکرد.
-
یکدنده
They are gorgeous and headstrong, brilliant girls,
آنها دختران زیبا، یکدنده و باهوش و استعدادی هستند،
-
ترجمه های کمتر
- لجباز
- گستاخ
- سركش
- لجوجانه
- خودرای
- خودسرانه
- سرسختانه
- قد
- حرف نشنو
- خيره سر
- یک رای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " headstrong " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "headstrong" با ترجمه به فارسی
-
خودرایی · خودسری · سرسختی · لجبازی · کله شقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن