ترجمه "heady" به فارسی
تند, سرخودی, پرشروشور بهترین ترجمه های "heady" به فارسی هستند.
heady
adjective
دستور زبان
intoxicating or stupefying [..]
-
تند
adjectiveGabriel writes heady prose, you know.
گابريل نثر تند و تيزي داره ، مي دونين که ؟
-
سرخودی
-
پرشروشور
-
ترجمه های کمتر
- پژولگر
- خروشان
- نسنجیده
- گیرا
- قوی
- شدید
- با بی پروایی
- بدون پیش اندیشی
- بی اعتنا
- بی فکرانه
- بی ملاحظه
- بی پروا
- خود سرانه
- مستی آور
- پچول کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heady " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "heady" با ترجمه به فارسی
-
خودسری · سرمستی · شتاب · شتابگری · عجله · مستی · هیجان · گیرایی (رجوع شود به heady)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن