ترجمه "heal" به فارسی

شفا دادن, درمان کردن, بهبود دادن بهترین ترجمه های "heal" به فارسی هستند.

heal verb noun دستور زبان

(transitive) To make better; to revive, recover, or cure. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفا دادن

    verb

    make better [..]

    Few now have the skill in healing to match such evil weapons.

    خیلی کم هستند کسانی که در شفا دادن زخم چنین سلاح شومی مهارت دارند.

  • درمان کردن

    verb

    make better

    It gurgles, then heals itself and gets up.

    او کمی غرغره میکند، بعد خود را درمان کرده و از جا برمی خیزد.

  • بهبود دادن

    make better

  • ترجمه های کمتر

    • (از گناه) نجات بخشیدن
    • (زخم و غیره) گوشت آوردن
    • آشتی دادن
    • التیام دادن
    • التیام یافتن
    • بهم آمدن
    • تندرست کردن
    • جوش خوردن
    • خوب شدن
    • خوب کردن
    • رستگار کردن
    • رفو کردن
    • سازگار کردن
    • سلامتی بخشیدن
    • مرمت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "heal" با ترجمه به فارسی

  • بهبود زخم
  • التیام · بهبودی · درمانی · شفا · شفا بخش · شفادهنده · علاج · علاج بخش · معالج · معالجه
  • زوددرمانی
  • التیام · بهبودی · درمانی · شفا · شفا بخش · شفادهنده · علاج · علاج بخش · معالج · معالجه
  • التیام · بهبودی · درمانی · شفا · شفا بخش · شفادهنده · علاج · علاج بخش · معالج · معالجه
  • التیام · بهبودی · درمانی · شفا · شفا بخش · شفادهنده · علاج · علاج بخش · معالج · معالجه
اضافه کردن

ترجمه های "heal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه