ترجمه "heap" به فارسی

توده, کپه, کوت بهترین ترجمه های "heap" به فارسی هستند.

heap verb noun دستور زبان

A crowd; a throng; a multitude or great number of persons. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توده

    noun

    pile

    These they heaped against the trunk on the far side of the tree from the prisoners.

    اینها را در سمتی دور از زندانیها مقابل تنه درخت توده کردند.

  • کپه

    noun

    pile

    There was a heap of old feathery wood ashes on the hearth.

    در آتشدان زیر آن کپه ای از خاکستر پوک چوب به چشم میآمد.

  • کوت

    pile

  • ترجمه های کمتر

    • پشته
    • گروه
    • کومه
    • توده کردن
    • انباشته
    • دسته
    • زیاد
    • فراوان
    • کوه
    • فراوانی
    • تلنبار
    • هیپ
    • دودکش
    • کوهستانی
    • کوهستان
    • سیلاب
    • (امریکا - خودمانی) اتومبیل قراضه
    • (عامیانه - معمولا جمع) مقدار زیاد
    • (مجازی) بار کسی کردن (انتقاد یا تعریف یا مسئولیت و غیره)
    • تلنبار کردن یا شدن
    • توده کاه
    • توده کردن یا شدن
    • سیل کلمات
    • مملو شدن یا کردن
    • پر شدن یا کردن
    • پشته درست کردن
    • کپه کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "heap"

عباراتی شبیه به "heap" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "heap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه