ترجمه "hearsay" به فارسی

شنیده, شایعه, سخن افواهی بهترین ترجمه های "hearsay" به فارسی هستند.

hearsay adjective noun دستور زبان

(law) evidence based on the reports of others rather than on personal knowledge; normally inadmissible because not made under oath [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شنیده

    noun

    information that was heard by one person about another

    He knew five franc pieces by hearsay ; their reputation was agreeable to him ;

    گاو روش سکههای پنج فرانکی را فقط از آن جهت که اسمشان را از زبان مردم شنیده بود میشناخت و از شهرتشان لذت میبرد.

  • شایعه

    noun

    There are various expressions that indicate something is hearsay.

    راههای بین مختلفی برای نشان دادن این که چیزی شایعه است، وجود دارد.

  • سخن افواهی

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • تواتر
    • رواجه
    • مسموعات
    • آوازه
    • خبر
    • حرف های افواهی
    • سرزبان ها
    • وابسته به شایعه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hearsay " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hearsay" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hearsay" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه