ترجمه "heartbeat" به فارسی

ضربان قلب, لحظه, دم بهترین ترجمه های "heartbeat" به فارسی هستند.

heartbeat noun دستور زبان

One pulsation of the heart; especially an irregular one, hence the emotion which causes it. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضربان قلب

    noun

    Her heartbeat stuttered, and her lips fell open.

    ضربان قلب او نا منظم شد و، لبهایش از هم باز شدند.

  • لحظه

    noun

    Wasn't worth living through it for one more heartbeat.

    ارزش نداشت یک لحظه دیگر برایش زنده بمانم.

  • دم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ان
    • چشمک
    • تپش قلب
    • یک ان
    • یک دم
    • یک لحظه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heartbeat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Heartbeat

Heartbeat (TV series)

+ اضافه کردن

"Heartbeat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Heartbeat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "heartbeat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "heartbeat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه