ترجمه "hearth" به فارسی
اجاق, گلخن, آتشدان بهترین ترجمه های "hearth" به فارسی هستند.
hearth
noun
دستور زبان
A brick, stone or cement floor to a fireplace or oven [..]
-
اجاق
nounFloor of fireplace
Sitting in the old yellow armchair beside the hearth, with her feet on the iron fender
روی صندلی راحتی زرد و قدیمی کنار اجاق مینشست و پاهایش را روی نردههای جلو بخاری میگذاشت.
-
گلخن
Floor of fireplace
-
آتشدان
There was a heap of old feathery wood ashes on the hearth.
در آتشدان زیر آن کپه ای از خاکستر پوک چوب به چشم میآمد.
-
ترجمه های کمتر
- خانه
- کوره
- کاشانه
- آتشگاه
- خاکسترگاه
- پیشکوره
- بوته
- (فلزگدازی) ته کوره ی بلند
- (مجازی) کنار بخاری
- ته بخاری
- زندگی خانوادگی
- زندگی خانگی
- کانون خانواده
- کف اجاق
- کف شومینه
- کف کوره ی ذوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hearth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hearth" با ترجمه به فارسی
-
(فلزگدازی) کوره ی مارتن · کوره ی روباز · کوره ی زیمنس - مارتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن