ترجمه "heartiness" به فارسی

صمیمیت, اشتیاق, نیرو بهترین ترجمه های "heartiness" به فارسی هستند.

heartiness noun دستور زبان

The characteristic of being hearty; fillingness; wholesomeness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صمیمیت

    He was again able to endure Vergil Gunch's inexorable heartiness.

    باز هم توانست صمیمیت پایان ناپذیر ورجیل گانج را طاقت بیاورد.

  • اشتیاق

    noun
  • نیرو

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heartiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "heartiness" با ترجمه به فارسی

  • قلبی
  • (خوراک) سالم و زیاد · (قدیمی - معمولا پس از: my) دوست · از ته دل · با اشتیاق · با حرارت · با خونگرمی · باشور · خوش خوراک · خونگرم · دلچسب · دوستانه · رفیق، دریانورد، ملاح · شدید · صمیمانه · صمیمی · قلبی · قلچماق · قوی و سالم · مشتاقانه · همقطار (به ویژه در کشتی) · پر اشتها · گردن کلفت · گرم
  • (خوراک) سالم و زیاد · (قدیمی - معمولا پس از: my) دوست · از ته دل · با اشتیاق · با حرارت · با خونگرمی · باشور · خوش خوراک · خونگرم · دلچسب · دوستانه · رفیق، دریانورد، ملاح · شدید · صمیمانه · صمیمی · قلبی · قلچماق · قوی و سالم · مشتاقانه · همقطار (به ویژه در کشتی) · پر اشتها · گردن کلفت · گرم
  • (خوراک) سالم و زیاد · (قدیمی - معمولا پس از: my) دوست · از ته دل · با اشتیاق · با حرارت · با خونگرمی · باشور · خوش خوراک · خونگرم · دلچسب · دوستانه · رفیق، دریانورد، ملاح · شدید · صمیمانه · صمیمی · قلبی · قلچماق · قوی و سالم · مشتاقانه · همقطار (به ویژه در کشتی) · پر اشتها · گردن کلفت · گرم
اضافه کردن

ترجمه های "heartiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه