ترجمه "heartless" به فارسی

سنگدل, دلسخت, نامهربان بهترین ترجمه های "heartless" به فارسی هستند.

heartless adjective دستور زبان

Without a heart; specifically, without feeling, emotion, or concern for others; uncaring. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگدل

    adjective

    He did not care if she was heartless, vicious and vulgar, stupid and grasping, he loved her.

    سنگدل بودن میل درد را هیچ مهّم نمیدانست، و همین طور نابکاری، عامی بودن، ابله بودن و آزمند بودنش را، در هر صورت دوستش داشت.

  • دلسخت

  • نامهربان

    But when she had thought it over she acquitted him of heartlessness.

    ولی پس از این که در وتی مجددا جریان را بررسی کرد نتوانست وی را به نامهربان بود متهم کند.

  • ترجمه های کمتر

    • (قدیمی) ترسو
    • بی اشتیاق
    • بی عاطفه
    • بی مروت
    • دل سخت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heartless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "heartless" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "heartless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه