ترجمه "heed" به فارسی

توجه, اعتنا, پروا بهترین ترجمه های "heed" به فارسی هستند.

heed verb noun دستور زبان

Attention; notice; observation; regard; – often used with give, pay or take. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توجه

    noun

    I realized that I had grown up when I started heeding my parents' advice.

    زمانی که به نصیحت والدینم توجه کردم، فهمیدم که بزرگ شده ام.

  • اعتنا

    noun

    To prudence some heed must still be given.

    هنوز باید به حزماندیشی نیز اندکی اعتنا کرد.

  • پروا

    noun

    he would have done better to heed them if he had been heedful of his health

    از این بیاعتنایی بد دید، چه، اگر پروا کرده بود از پروای تندرستی خویش بینیاز میگردید.

  • ترجمه های کمتر

    • ملاحظه
    • شنیدن
    • باک
    • (به پند یا هشدار یا اخطار و غیره) گوش فرادادن
    • ارزش داد کردن
    • ارزش دادن
    • اعتنا کردن
    • باک داشتن
    • توجه کردن
    • حرف شنوی
    • ملاحظه کردن
    • وقع گذاری
    • پروا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "heed" با ترجمه به فارسی

  • اعتنا · توجه
  • گوش دادن
  • بااعتنا · متوجه · ملتفت · مواظب · هشیار
اضافه کردن

ترجمه های "heed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه