ترجمه "heftiness" به فارسی
وتر, پرواری, گوشت بهترین ترجمه های "heftiness" به فارسی هستند.
heftiness
noun
دستور زبان
The property of being hefty. [..]
-
وتر
noun -
پرواری
noun -
گوشت
noun
-
ترجمه های کمتر
- پی
- بخش عمده
- تار وپود
- رگ وپی
- نیروی عضلانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heftiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "heftiness" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) · جانانه · درشت اندام · سنگین · قابل احترام · قابل ملاحظه · قشنگ · محترم · محکم · مردافکن · مقدار زیاد · نسبتا خوب · نیرومند · پر وزن · پرزور
-
(عامیانه) · جانانه · درشت اندام · سنگین · قابل احترام · قابل ملاحظه · قشنگ · محترم · محکم · مردافکن · مقدار زیاد · نسبتا خوب · نیرومند · پر وزن · پرزور
-
(عامیانه) · جانانه · درشت اندام · سنگین · قابل احترام · قابل ملاحظه · قشنگ · محترم · محکم · مردافکن · مقدار زیاد · نسبتا خوب · نیرومند · پر وزن · پرزور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن