ترجمه "hefty" به فارسی

سنگین, مردافکن, پرزور بهترین ترجمه های "hefty" به فارسی هستند.

hefty adjective دستور زبان

(of a person) possessing physical strength and weight; rugged and powerful; powerfully or heavily built. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگین

    adjective

    There was a large green Hefty bag on the floor between Lloyd's feet.

    کیسهی سنگین و بزرگی بین پاهای لو ید روی کف ماشین بود.

  • مردافکن

  • پرزور

  • ترجمه های کمتر

    • جانانه
    • نیرومند
    • محترم
    • قشنگ
    • محکم
    • (عامیانه)
    • درشت اندام
    • قابل احترام
    • قابل ملاحظه
    • مقدار زیاد
    • نسبتا خوب
    • پر وزن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hefty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hefty" با ترجمه به فارسی

  • بخش عمده · تار وپود · رگ وپی · نیروی عضلانی · وتر · پرواری · پی · گوشت
  • بخش عمده · تار وپود · رگ وپی · نیروی عضلانی · وتر · پرواری · پی · گوشت
اضافه کردن

ترجمه های "hefty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه