ترجمه "hemisphere" به فارسی
نیمکره, قلمرو, حوزه بهترین ترجمه های "hemisphere" به فارسی هستند.
hemisphere
noun
دستور زبان
(astronomy), (astrology) Half of the celestial sphere, as divided by either the ecliptic or the celestial equator [from 14th c.]. [..]
-
نیمکره
nounSo let's get started. Here's my right hemisphere.
پس بیایید شروع کنیم. این نیمکره راست مغز من است.
-
قلمرو
noun -
حوزه
noun
-
ترجمه های کمتر
- (مجازی) زمینه
- (کالبدشناسی) نیم کره ی مغز
- نصف کره (خط استوا مرز نیم کره ی شمالی و جنوبی است - نیم کره غربی = امریکا و اقیانوسیه
- نیم کره
- نیمکره ی شرقی = آسیا واروپا و افریقا و غیره)
- کشورها و مردمان هر یک از چهار نیم کره ی زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hemisphere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hemisphere"
عباراتی شبیه به "hemisphere" با ترجمه به فارسی
-
مربوط به نیم کره · نيم كره اي · نیم کره ای :وابسته به نیم کره
-
نیمکره جنوبی · نیمکره ی جنوبی
-
(کالبد شناسی) نیمکره ی مغز · نیمکره مغزی · هر یک از دو نیمکره ی مخ
-
نیمکره جنوبی
-
مربوط به نیم کره · نیم کره ای : وابسته به نیم کره
-
باختر · باختری · غرب · مغرب · نیمکره غربی
-
نیمکره شمالی · نیمکره ی شمالی (نیمه ای از کره ی زمین که در شمال استوا قرار دارد)
-
نیمکره ی خاوری (آسیا و اروپا و افریقا و استرالیا - در برابر نیمکره ی باختری یعنی امریکای شمالی و جنوبی) · نیمکره ی شرقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن