ترجمه "hemispheric" به فارسی

مربوط به نیم کره, نيم كره اي, نیم کره ای :وابسته به نیم کره بهترین ترجمه های "hemispheric" به فارسی هستند.

hemispheric adjective دستور زبان

Of or pertaining to operating throughout a hemisphere. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مربوط به نیم کره

  • نيم كره اي

  • نیم کره ای :وابسته به نیم کره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hemispheric " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hemispheric" با ترجمه به فارسی

  • نیمکره جنوبی · نیمکره ی جنوبی
  • (کالبد شناسی) نیمکره ی مغز · نیمکره مغزی · هر یک از دو نیمکره ی مخ
  • (مجازی) زمینه · (کالبدشناسی) نیم کره ی مغز · حوزه · قلمرو · نصف کره (خط استوا مرز نیم کره ی شمالی و جنوبی است - نیم کره غربی = امریکا و اقیانوسیه · نیم کره · نیمکره · نیمکره ی شرقی = آسیا واروپا و افریقا و غیره) · کشورها و مردمان هر یک از چهار نیم کره ی زمین
  • نیمکره جنوبی
  • مربوط به نیم کره · نیم کره ای : وابسته به نیم کره
  • باختر · باختری · غرب · مغرب · نیمکره غربی
  • نیمکره شمالی · نیمکره ی شمالی (نیمه ای از کره ی زمین که در شمال استوا قرار دارد)
  • نیمکره ی خاوری (آسیا و اروپا و افریقا و استرالیا - در برابر نیمکره ی باختری یعنی امریکای شمالی و جنوبی) · نیمکره ی شرقی
اضافه کردن

ترجمه های "hemispheric" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه